آنیتاآنیتا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

آنیتا کوچول بابا

بچرخ

یکی از چیزهایی که خیلی بهش علاقه داری پنکه است تو اسمش رو بلدی اما بیشتر مواقع به جای پنکه میگی بچرخ .دوست داری بری قدم بزنی،وارد تک تک مغازه ها بشی ببینی بچرخ دارن یا نه اگه داشته باشن از خوشحالی جیغ می کشی و میگی اینها بچرخ دارن و بعد بهشون میگی مواظب باشین بچرخ خراب نشه و اگه پنکه خاموش باشه میگی خراب شده بابا بیاد پیچیکو(پیچ گوشتی) بیاره درستش کنیم و خلاصه اینکه هر وقت بهت بگم آنیتا لباس بپوش بریم ببینیم مغازه ها بچرخ دارن ،با اینکه از لباس پوشیدن بدت میاد سریع لباست رو می پوشی تا بریم بیرون.تو ازاینکه خونه ما پنکه نداره خیلی ناراحتی و به بابات گیر میدی که لوستر خونه رو در بیاره جاش بچرخ بذاره و ناگفته نماند که بابا تصمیم گرفته یه پ...
14 خرداد 1391

شعر

این هفته تو تونستی یه شعر رو به طور کامل بخونی شعرش این بود میوه نخور نشسته                     رویش مگس نشسته اول بشور با دقت                      بعدا بخور با لذت اگرچه تو شعر رو به روش خودت می خونی میوه نشسته                             رویش مگس نشسته اول بشور با دقت   &...
14 خرداد 1391

تیز

یه مشکل خیلی جالب دیگه که این روزها باهاش درگیریم "تیزه" یه ماه پیش وقتی داشتی شلوار لی می پوشیدی که بریم بیرون یه دفعه زدی زیر گریه و گفتی تیزه من کلی شلوار رو زیرو رو کردم تا مشکلش رو پیدا کنم اما به ظاهر شلوار هیچ مشکلی نداشت و بقیه شلوار هارو هم گفتی تیزه ما نگران شدیم فکر کردیم شاید پاهات مشکلی پیدا کردن اما وقتی گفتی بلوز و حتی کفشهاتم تیزن فهمیدیم این بهانه جدیدته. یه کتانی قهوه ای داشتی وگفتی این تیزه و ما فکر کردیم شاید اندازه اش برات مناسب نیست و باید بزرگترش رو برات بخریم و یه کتانی سایز 24 یعنی یه سایز بزرگتر خریدیم اما اون هم تیز بود! و بعد فکر کردیم شاید هوا گرم شده و پاهات توی کتانی عرق می کنه و رفتیم یه کفش برات خریدیم ...
3 خرداد 1391
1